السيد حامد النقوي

172

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و هذا هو مطلوب أهل الحق و الرشاد ، و قاصم ظهور الجاحدين المنهلكين في العناد . اما زعم حلبى كه مراد از اولويت بامامت در وقت انعقاد بيعت آن حضرت است ، پس مدفوع است به آنكه قيد « انعقاد بيعت » ، يا قيد « ما بعد عثمان » در حديث غدير مذكور نيست ، بلكه مطلق است . پس در صورت حمل « مولى » بر « أولى بالامامة » معناى حديث غدير چنين خواهد بود كه هر كه من مولاى او هستم ، پس على اولاى او است بامامت ، و همين معنى را اهل حق حديثا و قديما اثبات مىكنند ، و مخالفين باهتمام تمام در صدد رد و ابطال آن افتاده ، دماغ‌سوزى را بغايت قصوى رسانيده‌اند ، و چون اين معنى حسب افادهء حلبى مراد حديث غدير بدلالت احتجاج و استدلال جناب امير المؤمنين عليه السّلام است ، به حمد اللَّه كمال متانت و رزانت و اصابت احتجاج و استدلال اهل حقّ ، و نهايت شناعت و فظاعت رد و ابطال سنيه ظاهر ، و واضح شد كه رد سنيه بر اين احتجاج و استدلال و استهزاء و سخريه بر آن است معاذ اللَّه من ذلك . و للّه الحمد كه خود شاهصاحب در مطاعن عمر از اين كتاب ، و والد ماجدشان در « قرة العينين » ادعاى غلط را در استدلال جناب امير المؤمنين عليه السّلام شاهد جهل و حمق مدعى مىدانند . و حمل اولويت بامامت بر زمان ما بعد ثالث صريح البطلان و الفساد ، و احتمال آن در غايت وهن و اختلال ، زيرا كه تهنيت شيخين كما في « الصواعق » و غيره ، قلع اساس اين احتمال واهى نموده ، و آن را به خاك سياه برابر ساخته ، و به أسفل دركات جحيم فرستاده ، كه شيخين اعتراف